فعل — با هارپون صید شده
با نیزه ماهی یا هارپون مورد اصابت قرار گرفته یا صید شده است.
Struck or caught with a harpoon.
«نهنگ توسط صیادان نهنگ با هارپون صید شد.»
“The whale was harpooned by the whalers.”
«آنها ماهی تن بزرگ را با هارپون صید کردند.»
“They harpooned the large tuna.”
تفاوت با واژههای مشابه
روزمره. در مورد صید ماهی با یک سلاح نوک تیز قابل جایگزینی است. 'ماهی را نیزه زد' و 'نهنگ را هارپون زد' هر دو به معنای صید با سلاحی شبیه نیزه هستند، اما 'harpooned' به طور خاص به استفاده از هارپون، معمولاً برای حیوانات دریایی بزرگتر اشاره دارد.
Everyday. Interchangeable when referring to catching fish with a sharp pointed weapon. 'Speared a fish' and 'harpooned a whale' both mean to catch with a spear-like weapon, but 'harpooned' specifically refers to the use of a harpoon, typically for larger marine animals.
صفت — با هارپون صید شده
توسط هارپون صید یا سوراخ شده.
Caught or pierced by a harpoon.
«نهنگ هارپونزده در آب دست و پا میزد.»
“The harpooned whale struggled in the water.”
«او یک ماهی نیزهخورده را نزدیک قایق دید.»
“He saw a harpooned fish near the boat.”