harpooned

har·pooned/hɑːrˈpuːnd/
1verb (فعل)commonpast (گذشته): harpoonedpast participle (مفعولی): harpooned-ing (حال): harpooning3rd (سوم): harpoons

فعل — با هارپون صید شده

با هارپون صید شدهبا نیزه ماهی زده شده

با نیزه ماهی یا هارپون مورد اصابت قرار گرفته یا صید شده است.

Struck or caught with a harpoon.

«نهنگ توسط صیادان نهنگ با هارپون صید شد.»

The whale was harpooned by the whalers.

«آنها ماهی تن بزرگ را با هارپون صید کردند.»

They harpooned the large tuna.

تفاوت با واژه‌های مشابه
spearedنیزه زده شده

روزمره. در مورد صید ماهی با یک سلاح نوک تیز قابل جایگزینی است. 'ماهی را نیزه زد' و 'نهنگ را هارپون زد' هر دو به معنای صید با سلاحی شبیه نیزه هستند، اما 'harpooned' به طور خاص به استفاده از هارپون، معمولاً برای حیوانات دریایی بزرگتر اشاره دارد.

Everyday. Interchangeable when referring to catching fish with a sharp pointed weapon. 'Speared a fish' and 'harpooned a whale' both mean to catch with a spear-like weapon, but 'harpooned' specifically refers to the use of a harpoon, typically for larger marine animals.

2adjective (صفت)commoncomparative (تفضیلی): more harpoonedsuperlative (عالی): most harpooned

صفت — با هارپون صید شده

با هارپون صید شدهسوراخ شده با نیزه ماهی

توسط هارپون صید یا سوراخ شده.

Caught or pierced by a harpoon.

«نهنگ هارپون‌زده در آب دست و پا می‌زد.»

The harpooned whale struggled in the water.

«او یک ماهی نیزه‌خورده را نزدیک قایق دید.»

He saw a harpooned fish near the boat.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000