harrowing

har·row·ing/ˈhærəʊɪŋ/
harrowto break up soil-ingaction or process
verb (فعل)technicalpast (گذشته): harrowedpast participle (مفعولی): harrowed-ing (حال): harrowing3rd (سوم): harrows

فعل — شخم زدن خاک

شخم زدن خاکصاف کردن زمین

شکستن و صاف کردن خاک با استفاده از ابزاری به نام هارو در کشاورزی.

To break up and smooth soil using a farming tool called a harrow.

«آن‌ها صبح را به شخم زدن زمین اختصاص دادند.»

They spent the morning harrowing the field.

«هارو کردن خاک را برای کاشتن دانه آماده می‌کند.»

Harrowing prepares soil for planting seeds.

تفاوت با واژه‌های مشابه
cultivatingکشت کردن

فنی. واژه‌ای کلی‌تر در کشاورزی است و همیشه معادل هارو کردن نیست اما مرتبط است.

Technical. Broader agricultural term; not always the same as harrowing but related.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000