در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
آشکارا گلوی خود را صاف کردن برای نشان دادن ناراحتی یا نارضایتی.
To clear one's throat noisily, often to express annoyance or disapproval.
«او قبل از بیان نظرش با صدای بلند گلویش را صاف کرد.»
“He harrumphed loudly before giving his opinion.”
«او برای نشان دادن نارضایتی از پیشنهاد گلویش را صاف کرد.»
“She harrumphed to show her displeasure with the suggestion.”