harvest

har·vest/ˈhɑːrvɪst/
1noun (اسم)common

اسم — برداشت محصول

برداشت محصولمحصول

فرآیند یا دوره جمع‌آوری محصولات کشاورزی.

The process or period of gathering crops.

«برداشت محصول امسال خوب بود.»

The harvest was good this year.

«کشاورزان در زمان برداشت سخت کار می‌کنند.»

Farmers work hard during harvest.

2verb (فعل)commonpast (گذشته): harvestedpast participle (مفعولی): harvested-ing (حال): harvesting3rd (سوم): harvests

فعل — درآمدن محصول

درآمدن محصولبرداشت کردن

جمع‌آوری محصولات از مزارع.

To gather crops from the fields.

«آن‌ها در اواخر تابستان گندم برداشت می‌کنند.»

They harvest wheat in late summer.

«کشاورزان امسال محصولات خود را زود برداشت می‌کنند.»

Farmers harvest their crops early this year.

تفاوت با واژه‌های مشابه
gatherجمع کردن

رایج است و در زمینه کشاورزی قابل تعویض است.

Common. Can be used interchangeably in farming contexts.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000