have a cow
/hæv ə kaʊ/
phrase (عبارت)informal
عبارت — خیلی عصبانی شدن
خیلی عصبانی شدنجنجال به پا کردن
از چیزی خیلی عصبانی یا آشفته شدن.
To become extremely upset or angry about something.
«اینقدر عصبانی نشو؛ اشتباه قابلاصلاح است.»
“Don't have a cow; the mistake is fixable.”
«وقتی دیر به خانه رسیدم، پدرم خیلی عصبانی شد.»
“My dad had a cow when I came home late.”