have a cow

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

/hæv ə kaʊ/
phrase (عبارت)informal

عبارت — خیلی عصبانی شدن

خیلی عصبانی شدنجنجال به پا کردن

از چیزی خیلی عصبانی یا آشفته شدن.

To become extremely upset or angry about something.

«این‌قدر عصبانی نشو؛ اشتباه قابل‌اصلاح است.»

Don't have a cow; the mistake is fixable.

«وقتی دیر به خانه رسیدم، پدرم خیلی عصبانی شد.»

My dad had a cow when I came home late.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000