have a mind of one's own

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

/hæv ə maɪnd əv wʌnz oʊn/
phrase (عبارت)common

عبارت — رأی مستقل داشتن

رأی مستقل داشتنخودسر بودن

یعنی نظر و ارادهٔ مستقل داشتن و خود تصمیم گرفتن.

To have independent opinions and make one's own decisions.

«دخترم برای خودش رأی و نظر مستقلی دارد.»

My daughter has a mind of her own.

«او در محل کار خودش مستقل تصمیم می‌گیرد.»

He has a mind of his own at work.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000