have a hard time of it

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

/hæv ə hɑrd taɪm əv ɪt/
phrase (عبارت)dated

عبارت — روزگار سختی داشتن

روزگار سختی داشتنسختی زیاد کشیدن

دوره‌ای پر از سختی و دردسر را از سر گذراندن.

To go through a difficult period or experience many troubles.

«کارگران تازه‌کار اغلب روزگار سختی دارند.»

New workers often have a hard time of it.

«او پس از دانشگاه دوران سختی را گذراند.»

She had a hard time of it after college.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000