have a foot in both camps

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

/hæv ə fʊt ɪn boʊθ kæmps/
phrase (عبارت)informal

عبارت — یک پا در هر دو جبهه داشتن

یک پا در هر دو جبهه داشتنبا هر دو طرف در ارتباط بودن

هم‌زمان با دو گروه یا جناح مخالف ارتباط یا همراهی داشتن.

To be involved with or loyal to two opposing groups or sides.

«مشاور با هر دو جناح در ارتباط است.»

The adviser has a foot in both camps.

«او هنگام اختلاف با هر دو طرف رفت‌وآمد داشت.»

She had a foot in both camps during the dispute.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000