have a handle on

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

have a han·dle on/hæv ə ˈhændəl ɑn/
phrase (عبارت)informal

عبارت — مسلط بودن بر

مسلط بودن برسررشته داشتن از

وضعیت یا موضوعی را خوب فهمیدن یا از عهدهٔ اداره‌اش برآمدن.

To understand or be able to manage a situation or subject.

«بالاخره بر نرم‌افزار جدید مسلط شده‌ام.»

I finally have a handle on the new software.

«او حالا بودجه را خوب مدیریت می‌کند.»

She has a handle on the budget now.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000