have a go

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

/hæv ə ɡoʊ/
phrase (عبارت)informal

عبارت — امتحان کردن

امتحان کردنتلاش کردن

انجام دادن کاری را امتحان کردن.

To try doing something.

«باز کردن شیشه را امتحان کن.»

Have a go at opening the jar.

«آخر هفتهٔ پیش نقاشی کردن را امتحان کردم.»

I had a go at painting last weekend.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000