have a poor time of it

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

/hæv ə pʊr taɪm əv ɪt/
phrase (عبارت)dated

عبارت — روزگار بدی داشتن

روزگار بدی داشتناوقات سختی گذراندن

یعنی دوره یا تجربه‌ای سخت، ناخوشایند یا ناموفق را گذراندن.

To have an unpleasant, difficult, or unsuccessful experience.

«آن‌ها در خارج از کشور روزگار خوشی نداشتند.»

They had a poor time of it abroad.

«کارکنان تازه‌وارد دوران سختی را گذراندند.»

New staff had a poor time of it.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000