have a time of it

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

/hæv ə taɪm əv ɪt/
phrase (عبارت)informal

عبارت — روزگار سختی داشتن

روزگار سختی داشتنبه زحمت افتادن

یعنی در انجام کاری یا گذراندن دوره‌ای با دردسر و سختی روبه‌رو بودن.

To have a difficult or troublesome experience.

«برای رسیدن به خانه خیلی به زحمت افتادیم.»

We had a time of it getting home.

«او با چاپگر جدید خیلی دردسر کشید.»

She had a time of it with the new printer.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000