have a tiger by the tail

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

have a ti·ger by the tail/hæv ə ˈtaɪɡər baɪ ðə teɪl/
phrase (عبارت)informal

عبارت — گرفتار وضع خطرناکی بودن

گرفتار وضع خطرناکی بودندر مخمصه افتادن

یعنی درگیر موقعیتی خطرناک یا دشوار بودن که رها کردن یا مهارش آسان نیست.

To be involved in a dangerous or difficult situation that is hard to control or leave.

«با آن دادخواست، در مخمصه‌ای دشوار افتاده‌اند.»

With that lawsuit, they have a tiger by the tail.

«بعد از آن معامله در وضعیتی خطرناک گیر افتادم.»

I had a tiger by the tail after the deal.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000