have an easy time of it

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

have an ea·sy time of it/hæv ən ˈiːzi taɪm əv ɪt/
phrase (عبارت)common

عبارت — کار آسانی داشتن

کار آسانی داشتنراحت از پسِ چیزی برآمدن

در یک موقعیت با دشواری کمی روبه‌رو شدن.

To experience little difficulty in a situation.

«دانشجویان تازه‌وارد همیشه کار آسانی ندارند.»

New students do not always have an easy time of it.

«مصاحبه برای او خیلی راحت پیش رفت.»

He had an easy time of it in the interview.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000