have blood on one's hands

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

/hæv blʌd ɑn wʌnz hændz/
phrase (عبارت)literary

عبارت — دستش به خون کسی آلوده بودن

دستش به خون کسی آلوده بودنمسئول مرگ کسی بودن

مسئول مرگ یا آسیب جدیِ فرد دیگری بودن.

To be responsible for another person's death or serious harm.

«فرمانده مسئول مرگ آدم‌هاست.»

The commander has blood on his hands.

«آن‌ها پس از آن تصمیم، مسئول جان‌باختن افرادند.»

They have blood on their hands after that decision.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000