heckle

heck·le/ˈhɛkəl/
verb (فعل)commonpast (گذشته): heckledpast participle (مفعولی): heckled-ing (حال): heckling3rd (سوم): heckles

فعل — مزاحمت کردن

مزاحمت کردنقطع کردن سخن

مزاحمت برای سخنران با فریاد یا نظرات تهاجمی کردن.

To interrupt a speaker by shouting or aggressive comments.

«جمعیت به کمدین مزاحمت کردند.»

The audience heckled the comedian.

«در طول سخنرانی مورد اعتراض قرار گرفت.»

She was heckled during her speech.

تفاوت با واژه‌های مشابه
interjectداخل صحبت شدن

رسمی. وارد شدن به گفتگو، لزوماً همیشه خصمانه نیست.

Formal. Inserting oneself into a conversation, not always hostile.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000