در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
گاو ماده جوانی که هنوز گوساله به دنیا نیاورده است.
A young female cow that has not yet given birth to a calf.
«کشاورز برای تولیدمثل یک گاو ماده جوان خرید.»
“The farmer bought a heifer for breeding purposes.”
«این گاو ماده جوان به زودی اولین گوسالهاش را خواهد داشت.»
“This heifer will soon have her first calf.”