hefted

heft·ed/ˈhɛftɪd/
heftto lift or weigh-edpast tense
verb (فعل)commonpast (گذشته): heftedpast participle (مفعولی): hefted-ing (حال): hefting3rd (سوم): hefts

فعل — بلند کردن

بلند کردنوزن کردن

چیزی را بلند یا وزن کرد تا وزنش را ارزیابی کند.

Lifted or weighed something to gauge its weight or heft.

«قبل از خرید جعبه را بلند کرد.»

He hefted the box before buying it.

«او کیف را برای سنجش وزنش بلند کرد.»

She hefted the bag to check its weight.

تفاوت با واژه‌های مشابه
liftedبلند کرد

رایج. چیزی را بالا بردن؛ در بسیاری موارد قابل تعویض است.

Common. To raise something; interchangeable in many cases.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000