verb (فعل)commonpast (گذشته): heftedpast participle (مفعولی): hefted-ing (حال): hefting3rd (سوم): hefts
فعل — بلند کردن
بلند کردنوزن کردن
چیزی را بلند یا وزن کرد تا وزنش را ارزیابی کند.
Lifted or weighed something to gauge its weight or heft.
«قبل از خرید جعبه را بلند کرد.»
“He hefted the box before buying it.”
«او کیف را برای سنجش وزنش بلند کرد.»
“She hefted the bag to check its weight.”
تفاوت با واژههای مشابه
lifted— بلند کرد
رایج. چیزی را بالا بردن؛ در بسیاری موارد قابل تعویض است.
Common. To raise something; interchangeable in many cases.