heel
اسم — پاشنه پا
قسمت عقب پای انسان، زیر مچ پا.
The back part of the human foot, below the ankle.
«او روی پاشنههای پایش راه رفت.»
“She walked on her heels.”
«او روی پاشنه پایش تاول دارد.»
“He has a blister on his heel.”
اسم — پاشنه کفش
قسمتی از کفش یا پوتین که پاشنه پا را نگه میدارد.
The part of a shoe or boot that supports the heel of the foot.
«کفشهای پاشنهبلندش او را بلندتر نشان میداد.»
“Her high heels made her taller.”
«پاشنه چکمهام شکست.»
“The heel of my boot broke off.”
فعل — پشت سر کسی راه رفتن
(در مورد سگ) از نزدیک پشت سر کسی راه رفتن.
(Of a dog) to follow closely at one's heels.
«سگ برای دنبال کردن تربیت شده بود.»
“The dog was trained to heel.”
«او به سگش دستور داد که پشت سرش بیاید.»
“He commanded his dog to heel.”
تفاوت با واژههای مشابه
رایج. 'follow' بسیار گستردهتر است و به معنای رفتن پشت سر کسی یا چیزی است. 'heel' مخصوص سگی است که مطیعانه کنار صاحبش راه میرود. 'سگ او را تا خانه دنبال کرد' درست است، 'سگ او را تا خانه heeled کرد' نادرست است.
Common. 'Follow' is much broader, meaning to go after someone or something. 'Heel' is specific to a dog walking obediently by its owner's side. 'The dog followed him home' works, 'The dog heeled him home' is incorrect.
فعل — کج شدن (قایق)
(در مورد قایق) به یک طرف کج شدن.
(Of a boat) to lean over to one side.
«قایق بادبانی در باد شدید به شدت کج شد.»
“The sailboat heeled sharply in the strong wind.”
«کشتی هنگام چرخش کج شد.»
“The ship heeled over as it turned.”
تفاوت با واژههای مشابه
رسمی/فنی. در بافتهای دریایی وقتی به کج شدن کشتی به یک طرف اشاره دارد، با 'heel' قابل جایگزینی است. 'قایق به سمت بندر کج شد' درست است، 'قایق به سمت بندر heeled شد' نیز درست است، اما 'heel' اغلب به این معنی است که کج شدن به دلیل باد است، در حالی که 'list' میتواند به دلیل توزیع نابرابر وزن باشد.
Formal/Technical. Interchangeable with 'heel' in nautical contexts when referring to a ship leaning to one side. 'The boat listed to port' works, 'The boat heeled to port' also works, but 'heel' often implies the lean is due to wind, while 'list' can be due to uneven weight distribution.