helder

held·er/ˈhɛldər/
adjective (صفت)archaiccomparative (تفضیلی): helderersuperlative (عالی): helderest

صفت — شفاف

شفافروشن

شفاف یا روشن.

Clear or bright.

«دریاچه در نور خورشید شفاف به نظر می‌رسید.»

The lake looked helder in the sunlight.

«صدای او روشن است.»

She has a helder voice.

تفاوت با واژه‌های مشابه
clearشفاف

رایج است. مترادف مستقیم، اغلب قابل جابجایی.

Common. Direct synonym, used interchangeably in many contexts.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000