helical

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

hel·i·cal/ˈhiːlɪkəl/
helixspiral shape-alrelating to
adjective (صفت)technicalcomparative (تفضیلی): helicalersuperlative (عالی): helicalest

صفت — مارپیچی

مارپیچیحلزونی

دارای شکل یا ساختار مارپیچ یا حلزونی.

Having the shape or structure of a helix or spiral.

«دی‌ان‌ای ساختار مارپیچی دارد.»

“DNA has a helical structure.”

«پله‌ها مارپیچی و باریک بودند.»

“The staircase was helical and narrow.”

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000