در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
بهگونهای که نشاندهنده ناتوانی در بهبود وضعیت باشد.
In a manner showing inability to do anything to improve a situation.
«او عاجزانه تماشا میکرد که آتش گسترش مییابد.»
“He watched helplessly as the fire spread.”
«او ناتوانانه درخواست کمک کرد.»
“She helplessly asked for help.”