hemmed

/hɛmd/
hemedge of fabric folded and sewn
adjective (صفت)common

صفت — لبه‌دوزی شده

لبه‌دوزی شدهحاشیه دوخته

لبه‌هایی که دوخته شده‌اند تا پارچه باز نشود

Having edges sewn to prevent unraveling

«او لباسی با آستین‌های لبه‌دوزی‌شده پوشیده بود.»

She wore a dress with hemmed sleeves.

«مطمئن شو که پرده‌ها به درستی لبه‌دوزی شده باشند.»

Make sure the curtains are hemmed properly.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000