در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
به صورتی که مربوط به حرکت و جریان خون باشد.
In a way related to the dynamics of blood flow and circulation.
«در طول عمل بیمار از نظر جریان خون کنترل میشد.»
“The patient was monitored hemodynamically during surgery.”
«بیماران با وضعیت همودینامیکی پایدار نیاز به مراقبت کمتری دارند.»
“Hemodynamically stable patients require less intensive care.”