herringbone

herr·ing·bone/ˈhɛr.ɪŋ.boʊn/
noun (اسم)common

اسم — طرح استخوان ماهی

طرح استخوان ماهیالگوی هرینگ‌بون

طرحی از خطوط موازی که به صورت V شکل کنار هم قرار گرفته‌اند و شبیه استخوان ماهی است.

A pattern of parallel lines arranged in a V-shaped weaving, resembling fish bones.

«ژاکت طرح هرینگ‌بون داشت.»

The jacket had a herringbone pattern.

«کف‌پوش به شکل هرینگ‌بون چیده شده بود.»

The floor was laid in a herringbone design.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000