در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
طرحی از خطوط موازی که به صورت V شکل کنار هم قرار گرفتهاند و شبیه استخوان ماهی است.
A pattern of parallel lines arranged in a V-shaped weaving, resembling fish bones.
«ژاکت طرح هرینگبون داشت.»
“The jacket had a herringbone pattern.”
«کفپوش به شکل هرینگبون چیده شده بود.»
“The floor was laid in a herringbone design.”