heros

he·ros/ˈhɪərəʊz/
heroa person admired for their courage, outstanding achievements, or noble qualities-splural marker
1noun (اسم)commonplural (جمع): heroes

اسم — قهرمانان

قهرماناندلاوران

جمع hero: کسی که به خاطر شجاعت، دستاوردهای برجسته یا ویژگی‌های نجیبانه مورد تحسین قرار می‌گیرد.

Plural of hero: a person who is admired for their courage, outstanding achievements, or noble qualities.

«آتش‌نشانان به عنوان قهرمانان مورد استقبال قرار گرفتند.»

The firefighters were hailed as heroes.

«کودکان اغلب به قهرمانان مورد علاقه خود نگاه می‌کنند.»

Children often look up to their favorite heroes.

تفاوت با واژه‌های مشابه
championsقهرمانان

متداول. 'قهرمانان' اغلب به معنای برنده شدن در یک مسابقه یا دفاع از یک هدف است و می‌تواند در بافت‌های شجاعت و دستاوردها به جای 'heroes' استفاده شود. 'قهرمانان ورزشی' و 'قهرمانان عدالت' هر دو رایج هستند.

Common. 'Champions' often implies winning a contest or defending a cause, and can be used interchangeably with 'heroes' in contexts of bravery and achievement. 'Sports champions' works, and 'Champions of justice' is also common.

idolsاسطوره‌ها

متداول. 'اسطوره‌ها' به تحسین شدید و اغلب ارادت مانند طرفداران اشاره دارد، گاهی برای چهره‌های عمومی. در حالی که یک قهرمان می‌تواند یک اسطوره باشد، 'اسطوره' اغلب معنای قوی‌تر و تقریباً پرستش‌گونه‌ای دارد. 'او پدرش را اسطوره خود می‌داند.'

Common. 'Idols' suggests intense admiration and often a fan-like devotion, sometimes for public figures. While a hero can be an idol, 'idol' often has a stronger, almost worshipful connotation. 'He considers his father his idol.'

متضادها
2noun (اسم)commonplural (جمع): heroes

اسم — شخصیت‌های اصلی مرد

شخصیت‌های اصلی مردقهرمانان داستانی مرد

جمع hero: شخصیت اصلی مرد در یک کتاب، نمایش یا فیلم.

Plural of hero: the principal male character in a book, play, or movie.

«قهرمانان اساطیر باستان با آزمایش‌های زیادی روبرو شدند.»

The heroes of ancient myths faced many trials.

«او از خواندن داستان‌های قهرمانان ماجراجویی لذت می‌برد.»

He enjoys reading about the heroes of adventure stories.

تفاوت با واژه‌های مشابه
protagonistsشخصیت‌های اصلی

رسمی/ادبی. در اشاره به شخصیت‌های اصلی مرد در یک روایت، جایگزین 'heroes' می‌شود. 'شخصیت‌های اصلی داستان' کاملا درست است.

Formal/literary. Interchangeable with 'heroes' when referring to the central male figures in a narrative. 'The story's protagonists' works perfectly.

leadsنقش‌های اصلی

غیررسمی. به بازیگران یا شخصیت‌های اصلی، زن یا مرد، در یک اجرا یا داستان اشاره دارد. 'نقش‌های اصلی در نمایش' صحیح است. بر خلاف 'heroes' جنسیت خاصی ندارد.

Informal. Refers to the main actors or characters, male or female, in a performance or story. 'The leads in the play' works. Not specifically gendered like 'heroes'.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000