highballing

high·ball·ing/ˈhaɪˌbɔːlɪŋ/
verb (فعل)informalpast (گذشته): highballedpast participle (مفعولی): highballed-ing (حال): highballing3rd (سوم): highballs

فعل — با سرعت زیاد حرکت کردن

با سرعت زیاد حرکت کردناز قیمت بالا درخواست کردن

با سرعت زیاد حرکت کردن یا قیمت بالا درخواست کردن، معمولاً به صورت جسورانه یا تهاجمی

Going fast or asking for a high price, often in a bold or aggressive way

«قطار با سرعت زیاد روی ریل‌ها حرکت می‌کرد.»

The train was highballing down the tracks.

«او قیمت را برای کسب سود بیشتر به صورت کاذب بالا برد.»

He was highballing the price to get more profit.

تفاوت با واژه‌های مشابه
speedingبا سرعت رفتن

متداول. به حرکت سریع مخصوصاً غیرقانونی اشاره دارد؛ مرتبط با highballing به معنای سرعت بالا است.

Common. Refers specifically to moving quickly, often illegaly; related to highballing as fast movement.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000