highhanded

high·hand·ed/ˌhaɪˈhæn.dɪd/
highelevated, overbearinghandedhaving a hand or manner
adjective (صفت)formalcomparative (تفضیلی): more highhandedsuperlative (عالی): most highhanded

صفت — خودسرانه

خودسرانهمستبدانه

استفاده از قدرت یا اختیار به روشی متکبرانه یا ناعادلانه.

Using power or authority in an arrogant or unfair way.

«تصمیمات خودسرانه رئیس کارکنان را ناراحت کرد.»

The boss's highhanded decisions upset the employees.

«او به خاطر رفتار مستبدانه‌اش مورد انتقاد قرار گرفت.»

She was criticized for her highhanded behavior.

تفاوت با واژه‌های مشابه
overbearingمتکبر

رسمی. کسی که قدرتش را به صورت متکبرانه اعمال می‌کند، نزدیک به معنای highhanded.

Formal. Describes someone who imposes authority arrogantly, very close in meaning to highhanded.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000