hit upon
hit u·pon/hɪt əˈpɑn/
phrasal verb (فعل عبارتی)common
فعل عبارتی — اتفاقی پیدا کردن
اتفاقی پیدا کردنبه طور اتفاقی به فکر چیزی رسیدن
اتفاقی به فکرِ چیزی رسیدن یا آن را پیدا کردن.
to discover or think of something by chance
«او اتفاقی به راهحل مفیدی رسید.»
“She hit upon a useful solution.”
«ما هنگام ناهار به آن ایده رسیدیم.»
“We hit upon the idea during lunch.”