hobbyhorse

hob·by·horse/ˈhɒb.iˌhɔːrs/
hobbya regular activity done for pleasurehorsean animal, used metaphorically here
1noun (اسم)commonplural (جمع): hobbyhorses

اسم — اسب اسباب‌بازی

اسب اسباب‌بازی

اسباب‌بازی کودکان، چوبی با سر اسب که به جای اسب سوار می‌شوند.

A child's toy consisting of a post with a horse's head, ridden as if a real horse.

«کودک با اسب اسباب‌بازی چوبی بازی می‌کرد.»

The child played with a wooden hobbyhorse.

«اسب‌های اسباب‌بازی در بازی‌های سنتی محبوب‌اند.»

Hobbyhorses are popular in traditional games.

2noun (اسم)informalplural (جمع): hobbyhorses

اسم — موضوع مورد علاقه

موضوع مورد علاقهحرف همیشگی

موضوع یا ایده‌ای مورد علاقه که کسی بارها درباره‌اش صحبت می‌کند.

A favorite topic or idea that someone talks about repeatedly.

«موضوع مورد علاقه‌اش تغییرات اقلیمی است.»

His hobbyhorse is climate change.

«دیگر حرف همیشگی‌ام را نیاور.»

Don't bring up my hobbyhorse again.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000