homebody

home·bod·y/ˈhoʊmˌbɑːdi/
homea place where one livesbodyperson
noun (اسم)commonplural (جمع): homebodies

اسم — خانه‌نشین

خانه‌نشینعلاقه‌مند به ماندن در خانه

فردی که ترجیح می‌دهد در خانه بماند تا بیرون برود.

A person who prefers staying at home rather than going out.

«او خانه‌نشینی است که به ندرت بیرون می‌رود.»

He is a homebody who rarely goes out.

«او به‌عنوان خانه‌نشین از شب‌های آرام درون خانه لذت می‌برد.»

Being a homebody, she enjoys quiet evenings indoors.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000