homely

home·ly/ˈhoʊmli/
adjective (صفت)commoncomparative (تفضیلی): homeliersuperlative (عالی): homeliest

صفت — ناسیمانه

ناسیمانهزشت

(در مورد شخص) ظاهر ساده یا ناُرای زیبا.

(Of a person) unattractive or plain in appearance.

«او فکر می‌کرد لباس باعث می‌شود او ساده به نظر برسد.»

He thought the dress made her look homely.

«کلبه ساده ولی راحت بود.»

The cottage was homely but comfortable.

تفاوت با واژه‌های مشابه
plainساده

معمولی. توصیف کسی که جذاب نیست اما نیش‌دار هم نیست.

Common. Describes someone not attractive but without harshness.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000