homesickness

home·sick·ness/ˈhoʊmˌsɪk.nəs/
homeplace of residencesickill, unwell-nessstate or condition
noun (اسم)common

اسم — دلتنگی

دلتنگیاندوه دوری از خانه

احساس غم یا دلتنگی که به دلیل دوری از خانه ایجاد می‌شود.

A feeling of sadness or longing caused by being away from home.

«او در روزهای اول اقامتش در خارج دلتنگ خانه بود.»

She felt homesickness during her first days abroad.

«دلتنگی باعث شد هر هفته با خانواده‌اش تماس بگیرد.»

Homesickness made him call his family every week.

تفاوت با واژه‌های مشابه
nostalgiaنوستالژی

رسمی. حسی مشابه ولی نوستالژی عمومی‌تر است و همیشه به دوری از خانه محدود نمی‌شود.

Formal. Similar feeling but nostalgia can be more general, not always linked to being away from home specifically.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000