honing

hon·ing/ˈhoʊ.nɪŋ/
verb (فعل)commonpast (گذشته): honedpast participle (مفعولی): honed-ing (حال): honing3rd (سوم): hones

فعل — تیز کردن

تیز کردنتمرین دادن

تیز کردن یا بهبود چیزی، به‌ویژه مهارت‌ها یا ابزارها.

Sharpening or improving something, especially skills or tools.

«او مهارت‌های برنامه‌نویسی‌اش را تمرین می‌دهد.»

He is honing his programming skills.

«تیغه به لبه‌ای خیلی تیز تبدیل شد.»

The blade was honed to a razor edge.

تفاوت با واژه‌های مشابه
sharpeningتیز کردن

رایج. بیشتر برای تیز کردن ابزارها یا تیغه‌ها، همچنین به شکل استعاری برای مهارت‌ها.

Common. Refers mainly to making tools or blades sharper; also metaphorically for skills.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000