hooded

hood·ed/ˈhʊdɪd/
hooda covering for the head-edhaving or provided with
adjective (صفت)commoncomparative (تفضیلی): hoodedersuperlative (عالی): hoodedest

صفت — کلاهدار

کلاهدارکلاه‌دار

لباس یا چیزی که کلاه یا پوششی برای سر دارد

Wearing or provided with a hood

«در هوای سرد، سویشرت کلاهدار پوشید.»

He wore a hooded sweatshirt in the cold weather.

«شخص کلاهدار در تاریکی ناپدید شد.»

The hooded figure disappeared into the darkness.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000