hormonally

hor·mo·nal·ly/ˌhɔːrˈmoʊnəli/
hormonchemical messenger in the body-alpertaining to-lyin a manner
adverb (قید)technicaltype (نوع): manneradjective (صفت): hormonalposition (جایگاه): end

قید — به صورت هورمونی

به صورت هورمونیهورمونی

به روشی که مربوط به هورمون‌ها یا تاثیرات آنها بر بدن باشد.

In a way that relates to hormones or their effects on the body.

«تغییرات خلقی به صورت هورمونی در دوران بلوغ رخ می‌دهد.»

The mood changes hormonally during adolescence.

«بدن به استرس به صورت هورمونی واکنش نشان می‌دهد.»

The body responds hormonally to stress.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000