در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
پسری که از اسبها مراقبت میکند یا سوار میشود، معمولاً به عنوان گاربان یا کمک اسبداری.
A boy who tends or rides horses, often as a groom or stable helper.
«پسر اسب هر صبح از حیوانات غذا میداد.»
“The horseboy fed the animals every morning.”
«پسر اسب جوان در طول مسابقه به سوارکار کمک میکرد.»
“A young horseboy assisted the rider during the race.”
رایج. کسی که از اسبها مراقبت میکند، در زمینه اصطبل قابل جایگزین.
Common. A person who takes care of horses, interchangeable in stable contexts.