در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
مجهز کردن یا تامین اسب، معمولاً برای سواری یا حمل و نقل (گذشته فعل horse).
Equipped or provided with horses, often for riding or transport (past tense of horse).
«کالسکه توسط چهار اسب قوی اسبکشی شد.»
“The carriage was horsed by four strong horses.”
«آنها سوارانشان را قبل از مسابقه سوار اسب کردند.»
“They horsed their riders before the race.”