horsed

/hɔːrst/
verb (فعل)formalpast (گذشته): horsedpast participle (مفعولی): horsed-ing (حال): horsing3rd (سوم): horses

فعل — اسب‌نصب شده

اسب‌نصب شدهتامین شده با اسب

مجهز کردن یا تامین اسب، معمولاً برای سواری یا حمل و نقل (گذشته فعل horse).

Equipped or provided with horses, often for riding or transport (past tense of horse).

«کالسکه توسط چهار اسب قوی اسب‌کشی شد.»

The carriage was horsed by four strong horses.

«آنها سوارانشان را قبل از مسابقه سوار اسب کردند.»

They horsed their riders before the race.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000