در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
اجرای حرکات نمایشی و پرخطر بهویژه در ورزشهایی مثل اسکی یا اسکیتبورد.
Performing daring or showy stunts, especially in sports like skiing or skateboarding.
«او روی اسکیتبورد حرکات نمایشی اجرا میکرد.»
“He was hotdogging on the skateboard.”
«نمایش حرکات نمایشی بدون مهارت کافی میتواند خطرناک باشد.»
غیردرسی. انجام حرکات جذاب برای جلب توجه در ورزش، با hotdogging قابل تعویض است.
Informal. Doing flashy moves to attract attention, interchangeable with hotdogging in sports contexts.