verb (فعل)archaicpast (گذشته): hottedpast participle (مفعولی): hotted-ing (حال): hotting3rd (سوم): hots
فعل — گرم شدن
گرم شدنداغ شدن
شکل استمراری فعل hot؛ شکل قدیمی یا گویشی به معنای گرم شدن یا داغ شدن.
Form of 'hot' as present participle; archaic or dialectal variant meaning becoming hot or heated.
«آهن در آتش داغ میشود.»
“The iron is hotting in the fire.”
«روز به سرعت گرم میشود.»
“The day is hotting up quickly.”