hotting

hot·ting/ˈhɒt.ɪŋ/
hothaving high temperature-tingprogressive verb ending
verb (فعل)archaicpast (گذشته): hottedpast participle (مفعولی): hotted-ing (حال): hotting3rd (سوم): hots

فعل — گرم شدن

گرم شدنداغ شدن

شکل استمراری فعل hot؛ شکل قدیمی یا گویشی به معنای گرم شدن یا داغ شدن.

Form of 'hot' as present participle; archaic or dialectal variant meaning becoming hot or heated.

«آهن در آتش داغ می‌شود.»

The iron is hotting in the fire.

«روز به سرعت گرم می‌شود.»

The day is hotting up quickly.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000