در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
مرد متأهلی که مسئولیت کارهای خانه و مراقبت از کودکان را به جای کار خارج از خانه بر عهده دارد.
A married man who stays at home to manage household duties and possibly childcare instead of working outside.
«بعد از اینکه همسرش شغل جدیدی گرفت، او شوهر خانهدار شد.»
“He became a househusband after his wife got a new job.”
«شوهرهای خانهدار اغلب با کلیشههای اجتماعی مواجه هستند.»
“Househusbands often face social stereotypes.”