hurled

/hɜrld/
hurlthrow forcefully-edpast tense
verb (فعل)commonpast (گذشته): hurledpast participle (مفعولی): hurled-ing (حال): hurling3rd (سوم): hurls

فعل — پرتاب کردن

پرتاب کردنفرو افکندن

چیزی را با نیروی زیاد پرتاب کردن

to throw something with great force

«توپ را از آن‌طرف زمین پرت کرد.»

He hurled the ball across the field.

«او ناسزاهایی به سمت او بارید.»

She hurled insults at him.

تفاوت با واژه‌های مشابه
throwپرتاب کردن

متداول. معنای مشابه؛ 'hurl' نشان‌دهنده شدت و نیروی بیشتر نسبت به 'throw' است.

Common. Similar meaning; 'hurl' implies more force and energy than 'throw'.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000