verb (فعل)commonpast (گذشته): hurledpast participle (مفعولی): hurled-ing (حال): hurling3rd (سوم): hurls
فعل — پرتاب کردن
پرتاب کردنانداختن
چیزی را با نیروی زیاد پرتاب میکند.
Throws something forcefully.
«او توپ را از سراسر زمین پرتاب میکند.»
“He hurls the ball across the field.”
«او به حریفش ناسزا میگوید.»
“She hurls insults at her opponent.”
تفاوت با واژههای مشابه
throws— پرتاب میکند
متداول. اصطلاح کلی برای پرتاب، hurl نیروی بیشتر را نشان میدهد.
Common. General term for throwing; hurl implies more force.