phrasal verb (فعل عبارتی)common
فعل عبارتی — یخ زدن
یخ زدنپوشیده شدن از یخ
به طور کامل یخ زدن یا پوشیده شدن از یخ.
To become covered with ice or to freeze completely.
«دریاچه در طول شب یخ زد.»
“The lake iced over during the night.”
«راهها پس از طوفان پوشیده از یخ شدند.»
“The roads iced over after the storm.”
تفاوت با واژههای مشابه
freeze— یخ زدن
رایج. اصطلاح کلی برای سفت شدن به علت یخ؛ ice over بیشتر به یخزدگی سطح اشاره دارد.
Common. General term for becoming solid by freezing; 'ice over' emphasizes the surface becoming icy.