icebreaker

ice·break·er/ˈaɪsˌbreɪkər/
icefrozen waterbreakerone that breaks
noun (اسم)commonplural (جمع): icebreakers

اسم — کشتی یخ‌شکن

کشتی یخ‌شکن

کشتی‌ای که برای عبور و شکستن یخ پوشیده از آب طراحی شده است.

A ship designed to travel through and break up ice-covered waters.

«کشتی یخ‌شکن مسیری در دریای یخ‌زده باز کرد.»

The icebreaker cleared a path through the frozen sea.

«آنها سوار بر کشتی یخ‌شکن شدند تا قطب شمال را کشف کنند.»

They boarded the icebreaker to explore the Arctic.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000