ice-cold

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

/aɪs koʊld/
1adjective (صفت)commoncomparative (تفضیلی): more ice-coldsuperlative (عالی): most ice-cold

صفت — یخ‌زده

یخ‌زدهبسیار سرد

چیزی را توصیف می‌کند که بسیار سرد است، مانند یخ.

extremely cold, like ice

«او یک لیوان آب یخ‌زده نوشید.»

He drank a glass of ice-cold water.

«دریاچه در آوریل بسیار سرد بود.»

The lake was ice-cold in April.

تفاوت با واژه‌های مشابه
freezingیخ‌زده

روزمره. برای دمای بسیار پایین می‌تواند جای ice-cold بیاید، مانند freezing water، اما ice-cold حس یخ را پررنگ‌تر می‌رساند.

Everyday. It can replace 'ice-cold' for very low temperature, as in 'freezing water,' but 'ice-cold' more strongly suggests the feel of ice.

متضادها
2adjective (صفت)commoncomparative (تفضیلی): more ice-coldsuperlative (عالی): most ice-cold

صفت — بی‌احساس

بی‌احساسسرد و بی‌عاطفه

رفتاری را توصیف می‌کند که بی‌عاطفه، نامهربان یا بدون همدلی است.

emotionally cold, unfriendly, or without sympathy

«او نگاهی سرد و بی‌عاطفه به او انداخت.»

She gave him an ice-cold look.

«صدایش بسیار سرد و بی‌احساس به نظر می‌رسید.»

His voice sounded ice-cold.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000