در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
محصور یا گرفتار شده در یخ، مخصوصاً کشتی یا منطقهای که بهخاطر یخها غیرقابل دسترسی است.
Confined or trapped by ice, especially a ship or area inaccessible due to ice.
«کشتی به مدت سه هفته در یخ گرفتار بود.»
“The ship was icebound for three weeks.”
«جادههای یخزده تیم نجات را به تأخیر انداختند.»
“Icebound roads delayed the rescue team.”
اصطلاح عمومی برای پوشیده یا سفت شده به وسیله یخ است، اما icebound بیشتر به اسارت اشاره دارد.
General term for covered or hardened by ice, but 'icebound' emphasizes confinement.