icelandic

ice·lan·dic/aɪsˈlændɪk/
Icelandthe country Iceland-icrelated to
adjective (صفت)common

صفت — ایسلندی

ایسلندی

مربوط به کشور ایسلند، مردم، زبان یا فرهنگ آن.

Relating to Iceland, its people, language, or culture.

«او به طور روان ایسلندی صحبت می‌کند.»

She speaks Icelandic fluently.

«سنت‌های ایسلندی منحصربه‌فرد هستند.»

Icelandic traditions are unique.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000