adjective (صفت)common
صفت — یخزده
یخزدهمزیّن شده با کرم شکرپاشی
پوشیده شده با لایهای از یخ یا رویهٔ شکرپاشی
Covered or topped with a layer of icing or frozen water.
«من قهوه یخزده را در تابستان دوست دارم.»
“I like iced coffee in summer.”
«پنجره دیشب یخ بسته بود.»
“The window was iced over last night.”
تفاوت با واژههای مشابه
frosted— یخزده/کرمدار
روزمره. معمولاً برای کیکها یا شیشههای پوشیده شده با یخ یا شکرصرفه استفاده میشود.
Everyday. Usually used for cakes or glass surfaces covered with frost or sugar icing.