imagery

im·a·ger·y/ˈɪmɪdʒəri/
imagea picture or representation-rycollection or quality
noun (اسم)formal

اسم — تصاویر ذهنی

تصاویر ذهنیتصویرسازی

استفاده از زبان تصویری یا مجازی برای نمایش اشیاء، فعالیت‌ها یا ایده‌ها.

Use of vivid or figurative language to represent objects, actions, or ideas.

«این شعر پر از تصویرسازی‌های طبیعی است.»

The poem is rich in natural imagery.

«تصویرسازی کمک می‌کند خوانندگان داستان را بهتر تجسم کنند.»

Imagery helps readers visualize the story.

تفاوت با واژه‌های مشابه
visualizationتصویرسازی

رایج در زمینه‌های ادبی و روانشناسی، به تصاویر یا نمادهای ذهنی اشاره دارد.

Common in literary and psychological contexts, referring to mental pictures or representations.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000